
Hosted by nimac · EN

کتاب دوباره نگاه کن - اثر تالی شاروت و کَس سانستاینhttps://www.youtube.com/watch?v=oM00NyWa1swمعرفی کتاب-"دوباره نگاه کن" اثر تالی شاروت و کَس سانستاین است که سال گذشته میلادی به چاپ رسیده است. سانستاین مولف کتابهای مشهوری چون سُقًلمه یا تلنگر، نویز و تغییر چگونه اتفاق میافتد است که به فارسی ترجمه شدهاند. از جمله کارهای معروف شاروت نیز میتوان به سوگیری یا تعصب خوشبینی اشاره کرد.در کتاب حاضر، نویسندگان به مقوله جذاب و بحثانگیز عادت کردن میپردازند. سیستم عصبی، مغز و ذهن ما قدرت بالایی در خوگیری و عادت کردن دارند. بعد از مدتی عطر و بوهای تند را متوجه نمیشویم. به صداها و محرکهای محیطی اطراف عادت میکنیم. لذتها و دشواریهای زندگی نیز حدت و تاثیرگذاری خود را از دست میدهند.این خوگیری برای کارکرد بهینه مغز و روان بسیار ضروری است. اما گاهی سرمنشا مشکلات جدی میشود. سفر تفریحی بعد از گذشت چند روز، جذابیت خود را از دست میدهد. هیجان روابط خانوادگی و زناشویی رنگ میبازد. زندگی کسل کننده میشود. متاسفانه به رفتارهای اخلاقی منفی مانند دروغگویی، فریب و بهرهکشی نیز بتدریج عادت شکل میگیرد و افراد حساسیت خود را بدانها از دست میدهند. این باعث میشود که در زندگی در میان مشکلات و ناملایمات دست و پا بزنیم ولی تلاشی برای تغییر انجام ندهیم.این بخش منفی عادتهاست که شاروت با استناد به پژوهشهای جالب و متعددی نشان میدهد که ما به آنها کم توجه هستیم و تهدید آنرا جدی نمیگیریم. در مقابل هنگامی که بواسطه فشار یا ضرب بیرونی وادار به تغییر عادتها میشویم در ابتدا احساس نارضایتی داریم ولی در دراز مدت دست کندن از سبک مالوف قبلی را ارج مینهیم و خوشحالیم که آنها را رها کردیم: اکثر افرادی که از تغییر اولیه شاکی بودند بعدها متوجه شدند که انتخاب درست، آن تغییر بوده است. برای اینکه به تله یکنواختی و رکود گرفتار نشویم چکار باید کرد؟ چرا گاهی دچار افت شدید ناشی از یکنواختی میشویم ولی نه به آن حساس میشویم و نه بفکر تغییر میافتیم؟ آیا میتوان به نوعی شیرینی و جذابیت اتفاقهای خوش آیند را طولانی کرد؟ چگونه تعییر به رضایتمندی از زندگی و افزایش خلاقیت و کارایی منجر میشود؟ کتاب پر است از استناد به پژوهشهای خلاقانه و جدید برای پاسخ به سوالات فوق.از این کتاب یک ترجمه به فارسی توسط خانم بهناز دهکردی و نشر ترجمان موجود است.

معرفی کتاب-"مغز ایدئولوژیک" کتاب آموزنده و روشنگری است که لئور اِسمگراد، دانشمند عصبشناس از دانشگاه کمبریج انگلستان اخیراً به چاپ رسانده است.ازمگراد با وجود جوانی طی سالهای اخیر پژوهشهای بسیار جالبی در زمینه روانشناسی سیاسی بویژه مسئله سرسختی و تصلب شناختی و باورهای افراطی انجام داده است. او بدنبال این سوالهاست که چرا برخی افراد بسوی ایدئولوژیهای خشن و افراطی کشیده میشوند؟ آیا ساختار روانی و حتی زیستشناسی مغزی این افراد با دیگران تفاوت دارد؟ آیا اصولاً بین باورهای ایدئولوزیک صرف نظر از محتوای انها، میتوان نکات مشترکی بدست آورد؟او در بخشی از پژوهشهای خود که بیشتر طی ده سال اخیر منتشر شدهاند، به بررسی همبستگی و ارتباط میزان پایبندی به و همانندسازی با باورهای متنوع ایدئولوزیک چپی یا راستی، سکولار یا مذهبی، لیبرال یا محافظهکار از یکسو با تعداد زیادی از آزمونهای شناختی و روانی میپردازد. تلاش ازمگراد برای یافتن عناصر بنیادی شناختی یا روانی است که ما را بسوی پذیرش ایدیولوزیهای گوناگون سوق میدهد.از مجموع این بررسیها به پدیدهایی میرسیم که شاید بتوان آنرا "سختی یا تصلب شناختی" دانست. افرادی که از عدم قطعیت گریزانند و به اطلاعات جدید مقاومت دارند و این اطلاعات قادر به روز رسانی یا تغییر باورهایشان نمیشود. مغز این افراد هنگام دسته بندی اشیا و حتی رنگها، مرزهای پررنگتری میتراشد. در آزمونهایی شبیه آزمون ویسکانسین یا آزمون کاربردهای جایگزین اشیا ضعیفتر عمل میکنند.اما این سختی از کجا میآید و آیا میتواند برای عدهایی ارزش انطباقی داشته باشد؟ یکی از نکتههای جالب، مشترک بودن این ضریب سرسختی در تمامی ایدیولوژیها صرف نظر از محتوای آنهاست. این سختی با نفرت از غیرخودی و میل به آسیب و حتی کشتن آنها و البته فدا و قربانی کردن خود برای جمع خودیها ارتباط قابل توجهایی نشان میدهد.فکر میکنم این کتاب هم برای علاقمندان به یافتههای روانشناختی و علوم رفتاری و هم سیاسیون و فعالان اجتماعی اثری ارزشمند و روشنگر است.اما نکتهایی که باید به آن اعتراف کنم این است که کتاب در مقایسه با مقالات پیشین ازمگراد اثر ضعیفتری بنظر میآید. گاهی حاشیهپردازی و سبک محاورهایی آن به اعتقاد من، خواننده را خسته و سردرگم میکند. به همین دلیل مطالعه مقالات کلیدی وی در کنار یا حتی قبل از خواندن کتاب را توصیه میکنم.#دکتر_آذرخش_مکری #بررسی_کتاب

معرفی کتاب-"چگونه انسانها اهمیت پیدا میکنند؟" اخرین کتاب آیزاک (اسحاق) و اورا پریللتنسکی است که بطرز زیبایی به مقوله اهمیت داشتن و مهم بودن انسانها میپردازد.چه میشود که برای دیگران اهمیت پیدا میکنیم؟ چرا برخی احساس میکنند که اصولاً مهم نیستند و به اصطلاح، دیگران انها را نمیبینند و به حساب نمیآورند. این نامرئی بودن چه اثراتی بر رفتار ما دارد؟ عوارض احساس دیده نشدن در محیط خانواده، تحصیل و کار چیست؟پریللتنسکیها بخوبی به اهمیت احساس دیده شدن و در نگاه دیگران جایگاهی داشتن اشاره میکنند. احساس اینکه بود و نبود ما برای اطرافیان یکی است از دردناکترین تجربیات فردی است. عدهایی در پاسخ به آن افسرده میشوند و عدهایی به خشونت رو میآورند. از پانزده قاتل گروهی که به صورت کور به مردم در مدارس یا محلهای عمومی شلیک کرده بودند در سیزده نفر احساس طرد و ندیده شدن برجسته بود. دیده نشدن به فرسودگی شغلی، خستگی مزمن و بیانگیزگی و انفصال سازمانی منجر میشود.بخش مهمی از عزت نفس و سلامت روان ما نیز متکی به این حس است که حداقل برای عدهایی ولو اندک، مهم هستیم و نبود ما احساس خواهد شد.به اعتقاد آنها احساس مهم بودن دو طرفه است. برای اینکه حس کنیم برای دیگران مهم هستیم لازم است ما نیز به جای خود به زندگی آنها چیزی بیفزاییم. احساس ارزشمندی با دادن احساس ارزش به دیگران یک عمل متقابل است.پریللتنسکیها معتقدند بخش عمده احساس بیاهمیتی نه برخاسته از روان فرد بلکه پویایی مشکلساز جوامع متکی بر "فرهنگ من" است. روابط حاکم در واقع به بخش قابل توجهایی از مردم اجازه نمیدهند که فرصتی برای اهمیت داشتن بیابند و با وجود فراگیر شدن نوعی فرهنگ القایی به کودکان که "تو مهم هستی" در عمل و واقعیت این مسئله برای تعداد زیادی اتفاق نمیافتد.این کتاب فقط به مقوله اهمیت داشتن بسنده نکرده و به ریشههای احساس رضایتمندی در زندگی و نیکزیستی میپردازد. اینکه چگونه افراد برای خود هدف میسازند، احساس خود کارآمدی و داشتن معنا در محیط خانواده، تحصیل یا کار میکنند و به شبکه یا گروهی تعلق مییابند تا خود را دارای اهمیت ببینند.#دکتر_آذرخش_مکری

معرفی کتاب- "پایان تروما" کتاب جذاب و روشنگری است که حدود چهار سال پیش توسط جورج بونانو، استاد روانشناسی بالینی دانشگاه کلمبیا نوشته شده است. بونانو پژوهشهای زیادی در حوزه سوگ، تروما و تابآوری دارد. این کتاب اخیر او مورد توجه خاصی قرار گرفته است زیرا تا حدودی به رویکرد غالب به مسئله تروما و عوارض آن در انسانها نگرشی انتقادی ارائه میدهد.بونانو معتقد است درباره آسیبزایی وقایع ناگوار و تاثیرات آن بر روان ما یک نگرش یکطرفه وجود دارد و در بیشتر موارد تروما با مفاهیمی چون اختلال دیسترس بعد از سانحه در هم آمیخته است. این در حالیست که بسیاری از شهروندان بعد از وقایع ناگوار نوعی تابآوری قوی یا بهبودی زودهنگام نشان میدهند. او حتی فراتر رفته و ادعایی بسیار چالش برانگیز مطرح میکند. او مدعی است در نوشتههای قبل از اواخر قرن نوزدهم باور به اثر ماندگار و فراگیر تروما بر روان و بدن، گزارشهای گستردهایی دیده نمیشود و فرص همگانی بر این بوده که انسانها بعد از وقایع ناگوار خودبخود به سلامت و کارکرد عادی باز میگردند.حساسیت به نقش تروما و برجسته سازی ان بعنوان سرمنشا بسیاری از اختلالات، به گفته بونانو یک باور معاصر است که نیازمند نوعی تعدیل است.بسیاری از انسانها در برخورد با ناملایمات حالت انعطافپذیر و مقاوم دارند. او به بررسی ویزگیها و سبکهای رفتاری و ذهنی این عده میپردازد. این بخش از کتاب میتواند الهام بخش درمانگران و آسیب دیدگان از تروما باشد.به نظر من کتاب بونانو دریچهایی تامل برانگیز به مقوله همیشه مطرح تاثیر استرس و تروما بر زندگی ما میگشاید و خواندن آنرا توصیه میکنم.

کتاب پایان تروما اثر جورج بونانو - ۱"پایان تروما" کتاب جذاب و روشنگری است که حدود چهار سال پیش توسط جورج بونانو، استاد روانشناسی بالینی دانشگاه کلمبیا نوشته شده است. بونانو پژوهشهای زیادی در حوزه سوگ، تروما و تابآوری دارد. این کتاب اخیر او مورد توجه خاصی قرار گرفته است زیرا تا حدودی به رویکرد غالب به مسئله تروما و عوارض آن در انسانها نگرشی انتقادی ارائه میدهد.بونانو معتقد است درباره آسیبزایی وقایع ناگوار و تاثیرات آن بر روان ما یک نگرش یکطرفه وجود دارد و در بیشتر موارد تروما با مفاهیمی چون اختلال دیسترس بعد از سانحه در هم آمیخته است. این در حالیست که بسیاری از شهروندان بعد از وقایع ناگوار نوعی تابآوری قوی یا بهبودی زودهنگام نشان میدهند. او حتی فراتر رفته و ادعایی بسیار چالش برانگیز مطرح میکند. او مدعی است در نوشتههای قبل از اواخر قرن نوزدهم باور به اثر ماندگار و فراگیر تروما بر روان و بدن، گزارشهای گستردهایی دیده نمیشود و فرص همگانی بر این بوده که انسانها بعد از وقایع ناگوار خودبخود به سلامت و کارکرد عادی باز میگردند.حساسیت به نقش تروما و برجسته سازی ان بعنوان سرمنشا بسیاری از اختلالات، به گفته بونانو یک باور معاصر است که نیازمند نوعی تعدیل است.بسیاری از انسانها در برخورد با ناملایمات حالت انعطافپذیر و مقاوم دارند. او به بررسی ویزگیها و سبکهای رفتاری و ذهنی این عده میپردازد. این بخش از کتاب میتواند الهام بخش درمانگران و آسیب دیدگان از تروما باشد.به نظر من کتاب بونانو دریچهایی تامل برانگیز به مقوله همیشه مطرح تاثیر استرس و تروما بر زندگی ما میگشاید و خواندن آنرا توصیه میکنم.------------ منابع تکمیلی ----------------------- پلتفرمهای دیگر جهت دسترسی به مطالب ----------Telegram: https://t.me/DrAzarakhshMokriInstagram: / azarakhshmokri

چه کسانی در بحرانها نمیشکنند؟ -گفتگوی دکتر نریمان صدری با دکتر آذرخش مکریزیمانhttps://www.youtube.com/watch?v=rIhlOhqe9XM&t=4s

چه کسانی در بحرانها نمیشکنند؟ -گفتگوی دکتر نریمان صدری با دکتر آذرخش مکریزیمانhttps://www.youtube.com/watch?v=IjSO_1HpmbM

کتاب یافتن معنا آخرین اثر استیون هاینه - 2معرفی کتاب"یافتن معنا" آخرین اثر استیون هاینه روانشناس برجسته کانادایی و استاد دانشگاه بریتیش کلمبیاست.هاینه تسلط بالایی به روانشناسی فرهنگی دارد و کتاب درسی جامع او به همین نام به چاپ چهارم رسیده است. وی همچنین مولف کتاب تاثیرگذاری است بنام " دی ان ای سرنوشت نیست" که مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.در این کتاب اخیر، هاینه به فرایند و چگونگی تهی شدن زندگی از معنا و شکلگیری نوعی احساس پوچی از نگاه علوم رفتاری میپردازد.بعنوان مثال یکی از عوامل تاثیرگذار در احساس معنیداری زندگی تعلق مستحکم به دسته یا گروههای انسانی است. افراد وقتی در شبکههای متراکم انسانی هستند درباره معنی زندگی کمتر سوال میکنند و برعکس هنگامی که دچار بحران پوچی میشوند با تاکید فزاینده به باورهای گروهی رو میآورند.افزایش انتخابها و داشتن آزادی عمل برخلاف انتطار میتواند به بحران بیمعنی بودن در برخی منجر شود.تروماها نیز نقش دوگانه و بحثانگیزی دارند. در عدهایی مواجه شدن با مرگ به فروپاشی و علایم اضطرابی منجر میشود ولی عدهایی با کمال تعجب بعد از آن مدعی یافتن معنا در زندگی میشوند.ظاهرا وقتی انسانها به حالت "پوچی" یا بیمعنا شدن آلبر کامویی نزدیک میشوند مکانیسمهای روانشناختی برای مقابله با این حالات فعال میگردد. هاینه در کتاب خود به آزمایشها و مداخلات متعدد و جالب روانشناسی اشاره میکند که میتوانند به تشدید یا تخفیف حالت پوچی منجر شوند. او در انجام بسیاری از این پژوهشها نقش داشته است و سعی میکند به یک جمعبندی برسد که مغز و ذهن ما چگونه سعی در اجتناب از رسیدن به بن بست معنایی دارد.البته این کتاب چنانکه او اعتراف دارد راهنمای برون رفت از احساس بیمعنی بودن زندگی نیست و برای درمان علاقمندان نوشته نشدهاست. اما او بنوعی مدعی است که علم تجربی میتواند مقوله معنا در زندگی و چگونگی تکوین آن از کودکی را بررسی کند. او در "مدل نگهداری معنا" به این فرایندها اشاره میکند.بخشهایی از این کتاب شبیه و برگرفته از کتاب دیگری بنام "کرم در هسته" و نظریه مدیریت وحشت است که پیشتر آنرا معرفی کردهام. اما از مقوله وحشت از مرگ و تباهی فراتر میرود.آیا بشر معاصر انگونه که اریک فروم نگران آن بود، درگیر بحران معنا است؟ آیا علوم رفتاری قادر به رمزگشایی از این مهم و ارائه راهکار هستند؟ تبعات افت احساس معنا در زندگی چه میتواند باشد؟امیدوارم در برنامه زنده فردا تا حدودی به این مسائل در قالب معرفی این کتاب بپردازم.

نگاهی متفاوت به مسئله تروما - ویژه برنامه جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل۱۴۰۴/۰۴/۰۴

معرفی کتاب"یافتن معنا" آخرین اثر استیون هاینه روانشناس برجسته کانادایی و استاد دانشگاه بریتیش کلمبیاست.هاینه تسلط بالایی به روانشناسی فرهنگی دارد و کتاب درسی جامع او به همین نام به چاپ چهارم رسیده است. وی همچنین مولف کتاب تاثیرگذاری است بنام " دی ان ای سرنوشت نیست" که مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.در این کتاب اخیر، هاینه به فرایند و چگونگی تهی شدن زندگی از معنا و شکلگیری نوعی احساس پوچی از نگاه علوم رفتاری میپردازد.بعنوان مثال یکی از عوامل تاثیرگذار در احساس معنیداری زندگی تعلق مستحکم به دسته یا گروههای انسانی است. افراد وقتی در شبکههای متراکم انسانی هستند درباره معنی زندگی کمتر سوال میکنند و برعکس هنگامی که دچار بحران پوچی میشوند با تاکید فزاینده به باورهای گروهی رو میآورند.افزایش انتخابها و داشتن آزادی عمل برخلاف انتطار میتواند به بحران بیمعنی بودن در برخی منجر شود.تروماها نیز نقش دوگانه و بحثانگیزی دارند. در عدهایی مواجه شدن با مرگ به فروپاشی و علایم اضطرابی منجر میشود ولی عدهایی با کمال تعجب بعد از آن مدعی یافتن معنا در زندگی میشوند.ظاهرا وقتی انسانها به حالت "پوچی" یا بیمعنا شدن آلبر کامویی نزدیک میشوند مکانیسمهای روانشناختی برای مقابله با این حالات فعال میگردد. هاینه در کتاب خود به آزمایشها و مداخلات متعدد و جالب روانشناسی اشاره میکند که میتوانند به تشدید یا تخفیف حالت پوچی منجر شوند. او در انجام بسیاری از این پژوهشها نقش داشته است و سعی میکند به یک جمعبندی برسد که مغز و ذهن ما چگونه سعی در اجتناب از رسیدن به بن بست معنایی دارد.البته این کتاب چنانکه او اعتراف دارد راهنمای برون رفت از احساس بیمعنی بودن زندگی نیست و برای درمان علاقمندان نوشته نشدهاست. اما او بنوعی مدعی است که علم تجربی میتواند مقوله معنا در زندگی و چگونگی تکوین آن از کودکی را بررسی کند. او در "مدل نگهداری معنا" به این فرایندها اشاره میکند.بخشهایی از این کتاب شبیه و برگرفته از کتاب دیگری بنام "کرم در هسته" و نظریه مدیریت وحشت است که پیشتر آنرا معرفی کردهام. اما از مقوله وحشت از مرگ و تباهی فراتر میرود.آیا بشر معاصر انگونه که اریک فروم نگران آن بود، درگیر بحران معنا است؟ آیا علوم رفتاری قادر به رمزگشایی از این مهم و ارائه راهکار هستند؟ تبعات افت احساس معنا در زندگی چه میتواند باشد؟امیدوارم در برنامه زنده فردا تا حدودی به این مسائل در قالب معرفی این کتاب بپردازم.------------ منابع تکمیلی -----------بحثی دربارهی کتاب کرم در هسته: • بحثی دربارهی کتاب: کرمِ در هسته؛ بیست و د... نگاهی به مقولهی طردشدگی: • طردشدگی اجتماعی و تنهایی؛ قسمت اول؛ دکتر آ... اثر دشواری فرایند ورود به گروه: • اثر دشواری فرایند ورود به گروه در دوست داش... مسئلهی عادتها: • عادت ها از شکل گیری تا تغییر آنها | قسمت ا... ------------ پلتفرمهای دیگر جهت دسترسی به مطالب ----------Telegram: https://t.me/DrAzarakhshMokriInstagram: / azarakhshmokri دکتر آذرخش مکریروانپزشکروانپزشکی#دکتر_آذرخش_مکری